انتشارات
کتاب جغرافیای جدید نوآوری: رقابت جهانی برای فناوریهای تحولآفرین
کتاب جغرافیای جدید نوآوری نوشته مهران گل بررسی میکند که چگونه مرکز ثقل نوآوری جهانی در حال تغییر است و دیگر تنها به سیلیکونولی محدود نمیشود. این کتاب با تمرکز بر اکوسیستمهای فناوری در چین، کره جنوبی، کانادا، اروپا و دیگر مناطق نشان میدهد که سیاستهای صنعتی، دانشگاهها، سرمایه انسانی، مهاجرت و شبکههای اقتصادی چگونه مسیر توسعه فناوریهای آینده را شکل میدهند.
دربارهٔ این انتشار
معرفی کتاب | جغرافیای جدید نوآوری
The New Geography of Innovation: The Global Contest for Breakthrough Technologies
مهران گل | انتشارات HarperCollins / Simon & Schuster | 2025
یکی از پذیرفتهشدهترین گزارههای عصر فناوری این است که نوآوری در سیلیکونولی متولد میشود و سپس به جهان گسترش مییابد. برای بیش از نیم قرن، این روایت تا حد زیادی درست بود. اپل، گوگل، فیسبوک، آمازون، نتفلیکس، اوبر و صدها شرکت دیگر از دل اکوسیستمی بیرون آمدند که در هیچ جای دیگری مشابه آن وجود نداشت.
اما مهران گل در کتاب The New Geography of Innovation این پرسش را مطرح میکند که آیا جهان همچنان در همان وضعیت قرار دارد یا جغرافیای نوآوری در حال تغییر است؟
گل که برنده جایزه معتبر Financial Times/McKinsey Bracken Bower Prize است و سابقه فعالیت در مجمع جهانی اقتصاد (WEF) و سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO) را در کارنامه دارد، در نخستین کتاب خود به بررسی یکی از مهمترین تحولات اقتصاد جهانی میپردازد: جهانیشدن نوآوری.
فرض مرکزی کتاب ساده اما مهم است. برای دههها تصور میشد که سیلیکونولی مدلی استثنایی و تقریباً غیرقابل تکرار است. اما امروز بسیاری از فناوریهای راهبردی جهان خارج از آمریکا توسعه مییابند. مهمترین شرکت تولیدکننده تراشه جهان در تایوان قرار دارد. پیشرفتهترین شرکت تجهیزات نیمهرسانا در هلند مستقر است. بخش بزرگی از صنعت باتری جهان در شرق آسیا شکل گرفته و برخی از موفقترین اکوسیستمهای هوش مصنوعی در کشورهایی مانند کانادا، بریتانیا و چین رشد کردهاند.
به همین دلیل، کتاب از یک سؤال محوری آغاز میشود: آیا جهان در حال ورود به دورهای است که در آن نوآوری دیگر در انحصار چند منطقه محدود نخواهد بود؟
برخلاف بسیاری از کتابهای فناوری که بر شرکتها تمرکز دارند، مهران گل بر «اکوسیستمها» تمرکز میکند. او معتقد است برای فهم نوآوری باید به شهرها، دانشگاهها، سرمایهگذاران، سیاستهای صنعتی، فرهنگ کارآفرینی، مهاجرت و شبکههای دانشی نگاه کرد. فناوری نتیجه نهایی این فرآیند است، نه نقطه آغاز آن.
در بخشهای مختلف کتاب، نویسنده به سراغ چندین قطب نوآوری در جهان میرود.
چین یکی از مهمترین نمونههاست. گل توضیح میدهد که چگونه این کشور طی دو دهه گذشته از یک تولیدکننده ارزانقیمت به یکی از مهمترین بازیگران فناوری جهان تبدیل شده است. شرکتهایی مانند Tencent، BYD، Huawei و ByteDance نشان میدهند که نوآوری دیگر الزاماً از غرب آغاز نمیشود. با این حال، نویسنده تصویری سادهانگارانه از برتری چین ارائه نمیدهد و محدودیتها و چالشهای این مدل را نیز بررسی میکند.
کره جنوبی نمونه دیگری است که در کتاب توجه ویژهای به آن شده است. کشوری که با اتکا به سیاست صنعتی، سرمایهگذاری در آموزش و حمایت از شرکتهای بزرگ صنعتی، توانست یکی از پیشرفتهترین صنایع فناوری جهان را ایجاد کند. سامسونگ در این روایت صرفاً یک شرکت نیست؛ نمادی از چگونگی تبدیل شدن یک کشور به بازیگری فناوریمحور است.
کانادا نیز از منظر دیگری مورد توجه قرار میگیرد. نویسنده نشان میدهد که چگونه ترکیب دانشگاههای قدرتمند، مهاجرت نخبگان و سرمایهگذاری در پژوهشهای بنیادین، این کشور را به یکی از مراکز اصلی هوش مصنوعی جهان تبدیل کرده است. از نگاه گل، نقش مهاجرت در شکلگیری اکوسیستمهای نوآوری بسیار مهمتر از آن چیزی است که معمولاً تصور میشود.
یکی از جذابترین بخشهای کتاب مربوط به اروپا است. برخلاف این تصور که اروپا در رقابت فناوری از آمریکا و چین عقب مانده، گل نشان میدهد که بسیاری از مهمترین فناوریهای جهان در کشورهای اروپایی توسعه یافتهاند. از شرکت ASML در هلند گرفته تا Arm در بریتانیا و اکوسیستمهای نوآوری در سوئیس و کشورهای اسکاندیناوی، اروپا همچنان یکی از بازیگران مهم اقتصاد فناوری باقی مانده است.
اما شاید مهمترین دستاورد کتاب، عبور از دوگانه رایج «آمریکا در برابر چین» باشد. بسیاری از تحلیلهای فناوری جهان را صرفاً از دریچه رقابت واشنگتن و پکن میبینند. مهران گل نشان میدهد که این تصویر ناقص است. در واقع، دهها اکوسیستم نوآوری در نقاط مختلف جهان در حال ظهور هستند که هر یک مدل خاص خود را برای توسعه فناوری دنبال میکنند.
برای پژوهشگران تکنوپولیتیک، اهمیت این کتاب در آن است که فناوری را به جغرافیا پیوند میدهد. در بسیاری از تحلیلها، فناوری پدیدهای جهانی و بدون مکان تلقی میشود. اما گل نشان میدهد که محل تولد فناوری همچنان اهمیت دارد. دانشگاهها، فرهنگهای سازمانی، سیاستهای مهاجرتی، بازار سرمایه و راهبردهای ملی همگی بر مسیر نوآوری اثر میگذارند.
«جغرافیای جدید نوآوری» درباره پرسشی بنیادی است: فناوریهای آینده در کجا متولد خواهند شد؟
پاسخ مهران گل روشن است. سیلیکونولی هنوز مهمترین مرکز نوآوری جهان است، اما دیگر تنها مرکز آن نیست. جهان وارد دورهای شده که در آن رقابت برای تولید فناوری، بیش از هر زمان دیگری جهانی شده است و همین تحول، نقشه قدرت اقتصادی و فناورانه قرن بیستویکم را بازطراحی خواهد کرد.