انتشارات
کتاب موج پیشرو: فناوری، قدرت و بزرگترین معضل قرن بیستویکم
کتاب موج پیشرو نوشته مصطفی سلیمان و مایکل بهاسکار، به بررسی پیامدهای ظهور فناوریهای قدرتمندی مانند هوش مصنوعی و زیستفناوری میپردازد. نویسندگان استدلال میکنند که چالش اصلی قرن بیستویکم نه توقف نوآوری، بلکه ایجاد سازوکارهای حکمرانی برای کنترل فناوریهایی است که میتوانند ساختار اقتصاد، سیاست و امنیت جهانی را دگرگون کنند.
دربارهٔ این انتشار
معرفی کتاب | موج پیش رو
The Coming Wave
مصطفی سلیمان و مایکل بهاسکار | انتشارات Crown | 2023
در سالهای اخیر بحثهای مربوط به هوش مصنوعی تقریباً همهجا حضور داشتهاند؛ از دانشگاهها و اندیشکدهها گرفته تا رسانهها و اتاقهای هیئتمدیره شرکتهای بزرگ. با این حال، بخش مهمی از این بحثها بر یک پرسش متمرکز بودهاند: هوش مصنوعی چه کارهایی میتواند انجام دهد؟
مصطفی سلیمان در کتاب The Coming Wave پرسش متفاوتی مطرح میکند: اگر فناوریهایی در حال ظهور باشند که بتوانند ساختار اقتصاد، سیاست، امنیت و حتی حیات انسانی را دگرگون کنند، چه سازوکاری برای کنترل آنها وجود خواهد داشت؟
سلیمان از معدود افرادی است که هم در توسعه هوش مصنوعی نقش مستقیم داشته و هم در سالهای اخیر به یکی از مهمترین صداهای حوزه حکمرانی فناوری تبدیل شده است. همین موقعیت باعث شده کتاب او صرفاً یک تحلیل نظری یا یک هشدار سیاسی نباشد؛ بلکه حاصل تجربه فردی باشد که از نزدیک در شکلگیری این فناوریها مشارکت داشته است.
ایده مرکزی کتاب بر مفهوم «موج» استوار است. سلیمان معتقد است جهان در آستانه موجی از فناوریهای عمومی قرار گرفته که دامنه تأثیر آنها با انقلاب صنعتی یا انقلاب دیجیتال قابل مقایسه است. در مرکز این موج، دو فناوری قرار دارند: هوش مصنوعی و زیستفناوری.
از نگاه او، اهمیت این فناوریها تنها در پیشرفتهای فنی آنها نیست، بلکه در این واقعیت نهفته است که به تدریج ارزانتر، فراگیرتر و در دسترستر میشوند. در نتیجه، تواناییهایی که زمانی در انحصار دولتها یا سازمانهای بزرگ قرار داشت، ممکن است در اختیار بازیگران بسیار بیشتری قرار گیرد.
این روند فرصتهای عظیمی ایجاد میکند. هوش مصنوعی میتواند بهرهوری را افزایش دهد، فرایندهای علمی را تسریع کند و بسیاری از مشکلات پیچیده را حل کند. زیستفناوری نیز میتواند درمان بیماریها، تولید غذا و مدیریت منابع را متحول سازد.
اما همان ویژگیهایی که این فناوریها را قدرتمند میکنند، آنها را به منبعی برای نگرانی نیز تبدیل میکنند. اگر ابزارهای بسیار پیشرفته به آسانی در دسترس قرار گیرند، دولتها چگونه میتوانند از سوءاستفاده از آنها جلوگیری کنند؟ اگر سرعت نوآوری از سرعت قانونگذاری پیشی بگیرد، چه نهادی مسئول مدیریت پیامدهای آن خواهد بود؟
سلیمان این وضعیت را «معضل مهار» مینامد. به باور او، تقریباً همه فناوریهای مهم تاریخ در نهایت گسترش یافتهاند و مهار کامل آنها ممکن نبوده است. اما در مورد فناوریهای نوظهور، مسئله صرفاً گسترش نیست؛ بلکه مقیاس پیامدهای احتمالی آنهاست.
یکی از مهمترین بخشهای کتاب به رابطه فناوری و دولت اختصاص دارد. سلیمان استدلال میکند که دولتهای مدرن برای مواجهه با فناوریهایی طراحی نشدهاند که با چنین سرعتی تکامل پیدا میکنند. بسیاری از نهادهای سیاسی هنوز بر مبنای منطق قرن بیستم عمل میکنند، در حالی که فناوریهای جدید در حال ورود به مرحلهای کاملاً متفاوت هستند.
در نتیجه، شکافی فزاینده میان ظرفیت حکمرانی و ظرفیت فناوری شکل میگیرد. اگر این شکاف مدیریت نشود، میتواند به تمرکز شدید قدرت، بیثباتی سیاسی یا تضعیف کنترل دولتها بر فرایندهای حیاتی منجر شود.
نکته قابل توجه این است که سلیمان راهحل را در توقف نوآوری نمیبیند. او برخلاف برخی روایتهای بدبینانه، معتقد است توسعه فناوری اجتنابناپذیر و در بسیاری موارد ضروری است. مسئله اصلی از نگاه او، ایجاد نهادها، قواعد و سازوکارهایی است که بتوانند این فناوریها را در چارچوبی قابل مدیریت نگه دارند.
اهمیت «موج پیش رو» برای مطالعات تکنوپولیتیک در این است که فناوری را نه بهعنوان یک مسئله فنی، بلکه بهعنوان یک مسئله سیاسی و راهبردی بررسی میکند. کتاب نشان میدهد که رقابت بر سر فناوریهای نوظهور صرفاً رقابت بر سر نوآوری نیست؛ بلکه رقابتی بر سر قدرت، حاکمیت و آینده نظم جهانی است.
در نهایت، «موج پیش رو» کتابی درباره آینده است؛ اما نه آیندهای دور و خیالی. سلیمان درباره تحولاتی سخن میگوید که بسیاری از آنها همین امروز آغاز شدهاند و در دهههای آینده، ساختار جوامع و دولتها را عمیقاً تحت تأثیر قرار خواهند داد. برای درک یکی از مهمترین چالشهای عصر فناوری، کمتر کتابی به اندازه «موج پیش رو» اهمیت دارد.