پرش به محتوا

انتشارات

کتاب منطقه خطر: منازعه پیش‌رو با چین

کتاب منطقه خطر نوشته هال برندز و مایکل بکلی، به بررسی آینده رقابت راهبردی میان ایالات متحده و چین می‌پردازد. نویسندگان استدلال می‌کنند که خطرناک‌ترین مرحله این رقابت ممکن است زمانی رخ دهد که چین نه در اوج قدرت، بلکه در شرایطی قرار دارد که احساس کند فرصت‌های آینده‌اش در حال کاهش است و برای تغییر نظم موجود اقدام کند.

کتاب
اشتراک‌گذاری:
منطقه خطر: منازعه پیش‌رو با چین

دربارهٔ این انتشار

معرفی کتاب | منطقه خطر

Danger Zone: The Coming Conflict with China

هال برندز و مایکل بکلی | انتشارات W. W. Norton | 2022

بخش بزرگی از ادبیات مربوط به رقابت آمریکا و چین بر یک فرض مشترک استوار است: چین در حال صعود است، ایالات متحده در حال از دست دادن بخشی از برتری خود است و رقابت میان دو قدرت بزرگ احتمالاً برای دهه‌های طولانی ادامه خواهد داشت. هال برندز و مایکل بکلی در کتاب Danger Zone این روایت رایج را به چالش می‌کشند و استدلالی متفاوت ارائه می‌دهند. به باور آن‌ها، مسئله اصلی این نیست که چین در حال تبدیل شدن به قدرتی شکست‌ناپذیر است؛ بلکه این است که چین ممکن است به نقطه اوج خود رسیده باشد.

همین فرض، شالوده اصلی کتاب را شکل می‌دهد.

برندز، استاد مطالعات راهبردی در دانشگاه جانز هاپکینز و از شناخته‌شده‌ترین نظریه‌پردازان سیاست خارجی آمریکا، و مایکل بکلی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تافتس و پژوهشگر برجسته مسائل چین، معتقدند بسیاری از تحلیل‌ها تصویری اغراق‌آمیز از مسیر آینده چین ارائه می‌کنند. از نگاه آنان، اقتصاد چین با کاهش رشد، بحران بدهی و افت بهره‌وری روبه‌رو است؛ جمعیت این کشور در حال پیر شدن است؛ محیط بین‌المللی آن خصمانه‌تر شده و ائتلافی از رقبای منطقه‌ای و جهانی در برابر آن شکل گرفته است.

اما نکته مهم کتاب اینجاست که چنین وضعیتی الزاماً به معنای کاهش خطر نیست.

یکی از مهم‌ترین استدلال‌های نویسندگان این است که در تاریخ، قدرت‌های بزرگ اغلب زمانی بیشترین خطر را ایجاد کرده‌اند که احساس کرده‌اند زمان علیه آن‌ها در حال حرکت است. آلمان پیش از جنگ جهانی اول، ژاپن پیش از جنگ جهانی دوم و نمونه‌های دیگری از قدرت‌های بزرگ، زمانی دست به اقدامات تهاجمی زده‌اند که تصور می‌کردند پنجره فرصت آن‌ها در حال بسته شدن است. برندز و بکلی معتقدند چین امروز ممکن است در موقعیتی مشابه قرار گرفته باشد.

به باور نویسندگان، چین هنوز به اندازه کافی قدرتمند است که نظم منطقه‌ای و حتی جهانی را به چالش بکشد، اما هم‌زمان با نشانه‌های فزاینده‌ای از محدودیت‌های بلندمدت روبه‌رو شده است. همین ترکیب قدرت و نااطمینانی می‌تواند رفتارهای پرریسک‌تری را در سیاست خارجی پکن به همراه داشته باشد. آنان این وضعیت را «منطقه خطر» می‌نامند؛ دوره‌ای که در آن احتمال بحران‌های بزرگ و رویارویی مستقیم میان آمریکا و چین بیش از هر زمان دیگری خواهد بود.

بخش مهمی از کتاب به مسئله تایوان اختصاص دارد. از نگاه نویسندگان، تایوان مهم‌ترین نقطه اصطکاک در روابط آمریکا و چین است و هرگونه تلاش چین برای تغییر وضعیت موجود می‌تواند به بحرانی گسترده در شرق آسیا منجر شود. در این چارچوب، تحولات نظامی در تنگه تایوان، توسعه توانمندی‌های ارتش چین و واکنش آمریکا و متحدانش اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

کتاب همچنین به رقابت فناوری میان دو کشور می‌پردازد. برندز و بکلی استدلال می‌کنند که نبرد بر سر نیمه‌رساناها، هوش مصنوعی، داده‌ها و فناوری‌های پیشرفته بخشی از رقابت بزرگ‌تری است که آینده توازن قدرت جهانی را تعیین خواهد کرد. از این منظر، فناوری صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه یکی از میدان‌های اصلی رقابت ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود.

یکی از دلایل اهمیت کتاب در فضای مطالعات تکنوپولیتیک این است که میان روندهای داخلی چین و رفتار خارجی آن پیوند برقرار می‌کند. بسیاری از تحلیل‌ها یا بر اقتصاد چین تمرکز دارند یا بر سیاست خارجی آن؛ اما نویسندگان نشان می‌دهند که چگونه بحران جمعیتی، کاهش رشد اقتصادی، مشکلات ساختاری و تحولات سیاسی داخلی می‌توانند بر تصمیمات ژئوپلیتیکی پکن اثر بگذارند.

البته کتاب بدون منتقد نیز نبوده است. برخی پژوهشگران معتقدند نویسندگان در ارزیابی میزان افول چین اغراق کرده‌اند یا بیش از حد بر سناریوهای رویارویی تأکید دارند. با این حال، حتی منتقدان کتاب نیز آن را یکی از مهم‌ترین آثار سال‌های اخیر درباره رقابت آمریکا و چین می‌دانند، زیرا بحثی جدی را درباره ماهیت قدرت چین و مسیر آینده این رقابت مطرح کرده است.

برای پژوهشگران روابط بین‌الملل، مطالعات چین، ژئوپلیتیک فناوری و رقابت قدرت‌های بزرگ، «منطقه خطر» کتابی مهم است؛ زیرا تلاش می‌کند یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های عصر حاضر را پاسخ دهد: آیا چین قدرتی در حال صعود است که به تدریج جایگاه آمریکا را تصاحب خواهد کرد، یا قدرتی است که با نزدیک شدن به سقف توانایی‌های خود، وارد خطرناک‌ترین مرحله حیات ژئوپلیتیکی‌اش شده است؟ پاسخ نویسندگان روشن است؛ خطرناک‌ترین سال‌های این رقابت شاید نه در آینده‌ای دور، بلکه همین اکنون در حال رقم خوردن باشند.