انتشارات
کتاب جنگ زیر زمین: لیتیوم، مس و نبرد جهانی برای تأمین انرژی زندگی ما
کتاب جنگ زیر زمین نوشته ارنست شیدر، به بررسی نقش مواد معدنی حیاتی در آینده انرژی، فناوری و ژئوپلیتیک جهانی میپردازد. شیدر نشان میدهد که گذار انرژی و توسعه فناوریهای پاک، به رقابتی گسترده برای کنترل منابعی مانند لیتیوم، مس، کبالت و عناصر نادر خاکی منجر شده و این منابع را به یکی از مهمترین عوامل رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است.
دربارهٔ این انتشار
معرفی کتاب | جنگ زیر زمین
The War Below: Lithium, Copper, and the Global Battle to Power Our Lives
ارنست شیدر | انتشارات Atria Books / One Signal Publishers | 2024
اگر نفت مهمترین منبع راهبردی قرن بیستم بود، بسیاری معتقدند مواد معدنی حیاتی جایگاه مشابهی را در قرن بیستویکم به دست خواهند آورد. لیتیوم، مس، کبالت، نیکل و عناصر نادر خاکی دیگر صرفاً مواد خام صنعتی نیستند؛ آنها زیرساخت فیزیکی اقتصاد آینده را تشکیل میدهند. بدون این مواد، نه خودروهای برقی ساخته میشوند، نه باتریهای ذخیره انرژی، نه توربینهای بادی و نه بسیاری از فناوریهایی که قرار است جهان را از سوختهای فسیلی دور کنند. همین واقعیت نقطه آغاز کتاب The War Below است.
ارنست شیدر، خبرنگار ارشد رویترز در حوزه گذار انرژی و مواد معدنی حیاتی، سالها تحولات این حوزه را از نزدیک دنبال کرده است. او در این کتاب تلاش میکند یکی از مهمترین تناقضهای عصر حاضر را توضیح دهد: برای ساختن جهانی سبزتر و کمکربنتر، جهان باید حجم بیسابقهای از منابع معدنی را از دل زمین استخراج کند.
در بسیاری از روایتهای رایج، گذار انرژی به عنوان مسیری روشن و اجتنابناپذیر به سوی آیندهای پاکتر تصویر میشود. اما شیدر نشان میدهد که این گذار با مجموعهای از چالشهای پیچیده همراه است. استخراج مواد معدنی حیاتی میتواند به تخریب محیط زیست، آسیب به اکوسیستمهای حساس، تعارض با جوامع محلی و منازعات سیاسی منجر شود. به بیان دیگر، راه رسیدن به اقتصاد سبز الزاماً مسیری بدون هزینه نیست.
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، بررسی نمونههای واقعی از این تعارضهاست. شیدر به پروژههای استخراج لیتیوم در نوادا، معادن عناصر نادر خاکی در آمریکا، پروژههای مس در آریزونا و زنجیرههای تأمین مواد معدنی در آفریقا و آمریکای لاتین میپردازد. در هر مورد، پرسش مشابهی مطرح میشود: آیا مقابله با تغییرات اقلیمی و توسعه فناوریهای پاک میتواند توجیهی برای گسترش استخراج معادن باشد؟ و اگر پاسخ مثبت است، این کار باید با چه هزینهای انجام شود؟
اما اهمیت کتاب تنها به مباحث زیستمحیطی محدود نمیشود. «جنگ زیر زمین» در عین حال کتابی درباره ژئوپلیتیک است. شیدر نشان میدهد که رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی به بخشی از رقابت گستردهتر میان قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. همانطور که در سالهای اخیر تراشهها به میدان رقابت آمریکا و چین تبدیل شدند، مواد معدنی حیاتی نیز به تدریج در حال کسب جایگاهی مشابه هستند.
در این میان، چین جایگاه ویژهای دارد. یکی از مضامین تکرارشونده کتاب، نقش مسلط پکن در استخراج، پالایش و فرآوری بسیاری از مواد معدنی حیاتی است. این برتری باعث شده کشورهای غربی به دنبال کاهش وابستگی خود به زنجیرههای تأمین تحت کنترل چین باشند. از نگاه شیدر، بسیاری از سیاستهای صنعتی و معدنی جدید آمریکا را نمیتوان بدون درک این واقعیت توضیح داد.
یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، پرهیز از روایتهای سادهانگارانه است. شیدر نه در موضع دفاع کامل از توسعه معادن قرار میگیرد و نه در جایگاه مخالفان استخراج. او تلاش میکند پیچیدگی مسئله را نشان دهد. اگر استخراج مواد معدنی گسترش نیابد، گذار انرژی با مشکل مواجه خواهد شد؛ اما اگر این استخراج بدون ملاحظات زیستمحیطی و اجتماعی انجام شود، پیامدهای سنگینی به همراه خواهد داشت. این همان معضلی است که دولتها، شرکتها و جوامع مختلف با آن روبهرو هستند.
برای مخاطبان حوزه تکنوپولیتیک، ارزش اصلی کتاب در تغییر زاویه دید است. بسیاری از آثار این حوزه بر فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی یا نیمهرساناها تمرکز دارند. شیدر یادآوری میکند که همه این فناوریها بر پایه منابع فیزیکی و مواد خامی بنا شدهاند که باید از جایی تأمین شوند. از این منظر، رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی را میتوان یکی از لایههای پنهان اما بنیادین رقابت قدرتهای بزرگ در عصر فناوری دانست. کتاب «جنگ زیر زمین» لایهای عمیقتر را آشکار میکند: نبردی که پیش از تولید تراشه، خودرو برقی یا سامانه هوش مصنوعی آغاز میشود؛ نبردی بر سر منابعی که در اعماق زمین قرار دارند اما میتوانند آینده فناوری، انرژی و ژئوپلیتیک جهان را تعیین کنند.