پرش به محتوا

انتشارات

کتاب فلزات قدرت: رقابت برای منابعی که آینده را شکل خواهند داد

کتاب فلزات قدرت نوشته وینس بیزر، به بررسی نقش مواد معدنی حیاتی در شکل‌دهی به اقتصاد و فناوری آینده می‌پردازد. این کتاب نشان می‌دهد که گذار انرژی، هوش مصنوعی، خودروهای برقی و انقلاب دیجیتال همگی به منابعی مانند لیتیوم، کبالت، نیکل، مس و عناصر نادر خاکی وابسته‌اند و رقابت بر سر کنترل این منابع به یکی از مهم‌ترین میدان‌های ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است.

کتاب
اشتراک‌گذاری:

دربارهٔ این انتشار

معرفی کتاب | فلزات قدرت

Power Metal: The Race for the Resources That Will Shape the Future

وینس بیزر | انتشارات Riverhead Books | 2024

وقتی درباره آینده صحبت می‌کنیم، معمولاً از هوش مصنوعی، خودروهای برقی، انرژی‌های تجدیدپذیر، مراکز داده و انقلاب دیجیتال سخن می‌گوییم. در اغلب این روایت‌ها، فناوری در قالب نرم‌افزارها، الگوریتم‌ها و نوآوری‌های پیشرفته ظاهر می‌شود. اما وینس بیزر در کتاب فلزات قدرتتوجه ما را به واقعیتی جلب می‌کند که اغلب در سایه این تحولات قرار دارد: هیچ‌یک از این فناوری‌ها بدون دسترسی به حجم عظیمی از مواد معدنی و فلزات حیاتی وجود نخواهند داشت.

«فلزات قدرت» درباره چیزی بسیار بنیادی‌ است؛ رقابت بر سر موادی که امکان تولید همه این فناوری‌ها را فراهم می‌کنند.

وینس بیزر روزنامه‌نگار و نویسنده شناخته‌شده حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی است. او پیش‌تر با کتاب The World in a Grain نشان داده بود که چگونه ماده‌ای به ظاهر ساده مانند شن، تمدن مدرن را شکل داده است. در «پاور متال» نیز همین رویکرد را دنبال می‌کند، اما این بار تمرکز او بر فلزات و مواد معدنی‌ای است که اقتصاد آینده بر آن‌ها استوار خواهد شد.

نقطه آغاز کتاب یک تناقض مهم است. جهان برای مقابله با تغییرات اقلیمی به سمت انرژی‌های پاک حرکت می‌کند. خودروهای برقی جایگزین خودروهای بنزینی می‌شوند، پنل‌های خورشیدی و توربین‌های بادی گسترش می‌یابند و هوش مصنوعی نیاز روزافزون به زیرساخت‌های محاسباتی ایجاد می‌کند. اما همه این فناوری‌ها به مقادیر عظیمی از لیتیوم، کبالت، نیکل، مس، گرافیت و عناصر نادر خاکی وابسته هستند. هرچه جهان دیجیتالی‌تر و سبزتر شود، تقاضا برای این مواد نیز افزایش می‌یابد.

بیزر در سراسر جهان سفر می‌کند تا پیامدهای این رقابت را از نزدیک مشاهده کند. از معادن لیتیوم آمریکای جنوبی گرفته تا مراکز بازیافت زباله‌های الکترونیکی در آفریقا، از پروژه‌های استخراج در اعماق اقیانوس‌ها تا کارخانه‌های فرآوری مواد معدنی، او نشان می‌دهد که پشت فناوری‌های پاک و دیجیتال، واقعیتی بسیار پیچیده‌تر قرار دارد.

یکی از مهم‌ترین استدلال‌های کتاب این است که گذار انرژی برخلاف تصور رایج، به معنای پایان رقابت بر سر منابع نیست. در واقع، جهان از وابستگی به نفت و گاز به سمت وابستگی به مجموعه‌ای جدید از مواد معدنی راهبردی حرکت می‌کند. به همین دلیل، لیتیوم، کبالت و عناصر نادر خاکی در حال تبدیل شدن به همان چیزی هستند که نفت در بخش بزرگی از قرن بیستم بود.

در این میان، چین جایگاه ویژه‌ای در روایت کتاب دارد. بیزر توضیح می‌دهد که چگونه پکن طی چند دهه گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در استخراج، فرآوری و پالایش مواد معدنی حیاتی انجام داده و امروز در بسیاری از حلقه‌های زنجیره تأمین جهانی موقعیتی مسلط دارد. این مسئله باعث شده مواد معدنی حیاتی به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی میان چین و غرب تبدیل شوند.

اما کتاب صرفاً درباره رقابت دولت‌ها نیست. یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های آن توجه به هزینه‌های انسانی و زیست‌محیطی این رقابت است. بیزر نشان می‌دهد که استخراج مواد معدنی مورد نیاز اقتصاد سبز می‌تواند با آلودگی محیط‌زیست، تخریب اکوسیستم‌ها، جابه‌جایی جوامع محلی و استثمار نیروی کار همراه باشد. به بیان دیگر، فناوری‌های پاک الزاماً به معنای زنجیره‌های تأمین پاک نیستند.

در عین حال، نویسنده از موضعی ضد فناوری یا ضد گذار انرژی سخن نمی‌گوید. مسئله اصلی او این نیست که جهان نباید به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر یا فناوری‌های پیشرفته حرکت کند. پرسش او این است که چگونه می‌توان این گذار را به شکلی پایدارتر، مسئولانه‌تر و کم‌هزینه‌تر مدیریت کرد. بخشی از پاسخ کتاب در بازیافت، اقتصاد چرخشی، فناوری‌های جدید استخراج و اصلاح زنجیره‌های تأمین نهفته است.

اهمیت «پاور متال» برای مطالعات تکنوپولیتیک در آن است که توجه را از لایه‌های آشکار فناوری به زیرساخت مادی آن معطوف می‌کند. بسیاری از تحلیل‌ها درباره هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها یا گذار انرژی بر نوآوری و فناوری تمرکز دارند، اما بیزر یادآوری می‌کند که همه این تحولات بر پایه منابع طبیعی شکل می‌گیرند؛ منابعی که استخراج، کنترل و توزیع آن‌ها خود به میدان جدیدی از رقابت قدرت تبدیل شده است.

در نهایت، «پاور متال» کتابی درباره فلزات نیست؛ کتابی درباره قدرت است. درباره اینکه چه کشورها، شرکت‌ها و بازیگرانی کنترل مواد خام لازم برای اقتصاد آینده را در اختیار خواهند داشت و این کنترل چگونه می‌تواند ژئوپلیتیک قرن بیست‌ویکم را بازتعریف کند. برای هر کسی که به تکنوپولیتیک، امنیت زنجیره‌های تأمین، رقابت آمریکا و چین یا آینده گذار انرژی علاقه‌مند است، این کتاب یکی از خواندنی‌ترین آثار سال‌های اخیر به شمار می‌رود.